اخبار مربوط به دستاوردهای ایرانیان را برای ما ارسال کنید
انجمن استادان و پژوهشگران ایرانی از شما تقاضا دارد به منظور توسعه و رشد یک پایگاه علمی خبری، این انجمن را یاری فرمایید. کوشش این انجمن به عنوان یک سازمان آموزشی و علمی بر گسترش آگاهی در زمینه دستاورد های بزرگ و معاصر استادان، محققان و پژوهشگران ایرانی در رشته های مختلف است.
بدین وسیله از شما کاربران گرامی این تارنما خواهشندیم اخبار مربوط به دستاوردهای علمی، فنی، فلسفی و هنری ایرانیان را برای ما ارسال نمایید. حمایت شما تشکیل و رشد یک بانک اطلاعاتی غنی و به روز برای استفاده جامعه ایرانیان بعنوان یک مرجع علمی و تحقیقاتی را میسر می سازد. 

بدینوسیله از شما خواهشمندیم با پشتیبانی ، عزم و شور و شوق خود این پروژه را به هدف نمایش دستاوردهای برجسته جامعه ایرانی و بعنوان موفقیتی بزرگ برای همه ما جامه عمل بپوشانید.
آدرس ما برای هرگونه سوال و ارسال خبر
info@apsih.org

به گزارش سرويس پژوهشي ايسنا، دكتر عادل حقيقي، استاديار متخصص پاتولوژي اين واحد گفت: سه ژن عامل بيماري‌هاي باكتريايي آبزيان با عنوان «بيماري سپتي سمي خونريزي دهنده باكتريايي(Aeromonas hydrophila)، بيماري فرونكلوزيس(Aeromonas salmonicida)، و بيماري خونريزي دهنده سودوموناسي (pseudomonas aeruginosa) با موفقيت در بانك ژن جهاني به ثبت رسيد. وي گفت: اين بيماري‌ها مربوط به بخش آبزيان بوده و براي اولين بار ثبت ژن مربوط به آن‌ها انجام شده كه پس از طي مراحل تاييدي، از طرف بانك ژن جهاني مورد پذيرش قرار گرفته و ثبت شده است. حقيقي تصريح كرد:‌ همچنين چهار بيماري ديگر نيز با عنوان‌هاي بيماري ويروسي IHN infectious (haematopoietic) در مجله علمي (PJBS)، بيماري ويروسي Viral hacmorrhagic septicaemia) VHS در مجله انجمن پاتولوژيست‌هاي ماهي اروپا(EAFP) و بيماري ويروسي (spring viremia of carp) در مجله نيويورك (AJAVA) و بيماري باكتريايي پرسينيوز(YERSINOISIS)نيز در همين مجله (AJAVA) به چاپ رسيده كه همگي داراي درجه ISI هستند. وي افزود: تمامي اين موارد به همراهي و همكاري يك تيم تحقيقاتي مشترك بين دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي و سازمان دامپزشكي كشور صورت گرفته است. حقيقي در پايان افزود: علاقه‌مندان براي مطالعات بيشتر مي‌توانند به سايت جهاني ژن بانك، www.ncbi.nlm.nib.gov مراجعه كنند.
منبع:
http://isna.ir
10/27/2010
mohsen-hashtroudiمساله يي که امروز تحت عنوان «انسان در فضا» بحث مي شود، مراد آن نيست که راکت چگونه در فضا به حرکت در مي آيد يا مکانيسم حرکت اجرام چگونه است؟ اين را کم و زياد مستمعان گرامي مستحضريد، بلکه غرض اين است که اگر انسان توانست به کيهان دست يابد، يعني توانست از منظومه شمسي خارج شود، آيا قوانين مکانيک و فيزيک و شکل اجسام که امروزه در کره زمين يا احياناً در منظومه شمسي، به آن عادت دارد، آيا در فضاي کيهاني هم به همان صورت خواهد بود؟ قوانين مکانيک و فيزيک يا اشکال هندسي صور خود را حفظ خواهند کرد يا نه؟ مراد از «انسان در فضا» اين است. يعني پيش از آنکه از منظومه شمسي خارج شود و به فضاي کيهاني دست يابد، بايد اين مساله را به طور نظري حل کرده باشد. يکي مساله تغيير شکل خود انسان است. زيرا به احتمال انسان در هيپراسپاس معمولاً در علم جديد فضايي، فضاي منظومه شمسي را فضاي اسپاس و فضاي خارج از منظومه شمسي را هيپراسپاس مي گويند. اسم آن را از نظر ابعاد، ابعاد بيش از سه بعد، فضا ي عالي بگذاريد - بي شک، شکلي که مي بينيد، به آن صورت نيست که از کره زمين، يا احياناً در منظومه شمسي مي بينيد. اگر ذهن مستمعان آماده دريافت مطلب باشد، مثال ساده يي مي زنيم. فرض کنيد گوي بزرگي داريم مثل يک قايق، که باد مي کنند و روي آب مي اندازند. فرض کنيد گويي است که 10متر شعاع دارد. چون کره خيلي بزرگ است. اگر شما برويد روي نقطه يي در نيمکره بايستيد، معمولاً در حوالي آن نقطه که پاي شما تکيه کرده و ايستاده ايد، به نظرتان مي رسد در يک نقطه يي از کره که با سطح مماس کره است، مشتبه نشود، ايستاده ايد. ولي چون کره پيش روي شماست، آن دورتر منحني به نظر مي آيد. اما اگر کره کم کم بزرگ شود، ديد شما ديگر نمي تواند آن انحنا را ببيند. چنان که روي کره زمين اين طور است و شما وقتي در نقطه يي از کره زمين هستيد، مسطح مي بينيد زيرا شعاع کره زمين بسيار زياد است و بايد از دوردست افق به انحناي زمين پي ببريد. يا سرانجام به وسيله حرکت با اتومبيل، کشتي و چيز ديگر، ببينيد آنجايي که مدنظرتان بود، کم کم از نظرتان دور مي شود و نقطه عزيمت خود را که قبلاً مي ديديد، ديگر نمي بينيد و درمي يابيد که زمين کروي است و روي انحناي زمين حرکت کرده ايد و نقطه مبدأ را ديگر نمي بينيد. منظومه شمسي هم مانند يک کره است.
اگر آفتاب را مرکز منظومه شمسي در نظر بگيريد و ماوراي پلوتون را که آخرين سياره و دورترين نقطه منظومه شمسي است، شعاع اين کره فرض کنيد، اين کره، فضايي است که در علم جديد به آن «اسپاس» مي گويند يا فضاي منظومه شمسي. آن، چيز بسيار کوچکي است در فضاي کيهاني. درست مثل آن نقطه که روي زمين ايستاده ايد و آن را مسطح مي بينيد، در اندرون منظومه شمسي هم اگر در هر نقطه اش بايستيد، همان وضع را دارد. چون منظومه شمسي با همه عظمتي که نسبت به انسان دارد، در فضاي کيهاني يک خشخاش حساب مي شود. شما تمام قوانين را، قوانين مکانيک نيوتن يا لامحاله، فوقش، فوقش قوانين مکانيک اينشتين خواهيد پنداشت. و اينکه قوانين حرکت اجرام - مرادم، اجرام منظومه شمسي است - از روي قوانين مکانيک اينشتين انجام مي گيرد. زيرا سرعت ها خيلي کم است و حداکثر سرعت، همان سرعت حرکت جسم ماوراي پلوتون است که آن هم حداکثر هزار کيلومتر بر ثانيه بيشتر نيست که سرعت خيلي کوچکي است و همان سرعت ها نيست که با آن روي ماه و بعدها روي مريخ سفر خواهيد کرد، سرعت هاي چندان زيادي نيست. اما اگر قرار شد از منظومه شمسي خارج شويد، آن وقت حس خواهيد کرد که فضاي هستي يا جهان کيهاني انحنايي دارد که اين انحنا را در اندرون منظومه شمسي نمي بينيد. وانگهي در ابعاد فضا علاوه بر اينکه انحناي فضا دخالت مي کند، معمولاً در منظومه شمسي فضا را سه بعدي مي بينيم زيرا سه بعدي خلق شده ايم و اين هم ناحيه کوچکي از فضاي کيهاني است که ما سه بعد بيشتر به فضا نسبت نمي دهيم. در فضاي سه بعدي قوانين هندسه اقليدسي، يعني همان چيزي که در کلاس ها درس مي دهند، حکومت مي کند. از جمله عکاسي امکان پذير است. يعني شما مي توانيد شکلي را به يک نسبت کوچک و بزرگ کنيد، که در اصطلاح هندسي به آن تجانس مي گويند. يعني در عالم اقليدس تجانس وجود دارد. اما اگر از فضاي کيهاني تجاوز کرديد و فضا ديگر اقليدسي نبود، يعني آن انحناي فضا را دريافتيد، مساله دومي اضافه مي شود که ابعاد فضا از سه تا ممکن است بيشتر باشد و در فضاهاي گسترده يي بعد چهارم محسوس باشد. در حالي که در تمام کرات منظومه شمسي اين محسوس نبود. اينجا دو مطلب پيش مي آيد؛ يکي از نظر انحناي فضا و اينکه عرض کردم، در منظومه شمسي اين انحناها قابل درک نيستند. براي اينکه در ناحيه کوچکي از فضا هستيد. مثل آنکه در منظومه شمسي هستيد، يعني در سطح کره يي در مجاورت نقطه تماس حرکت کنيد، چنين به نظر مي آيد؛ در سطح مماس حرکت مي کنيد. پس اگر حرکت را ادامه دهيد مي بينيد خيلي از سطح تماس دور مي شويد. در نقطه يي سطح مماس با کره مشترک است که نقطه تماس است. اگر حرکت کنيد مي بينيد در مجاورت سطح مماس حرکت مي کنيد. اما اگر حرکت را ادامه داديد، ممکن است از اين نقطه به قدري دور شويد که ببينيد از سطح مماس به کلي ميلياردها کيلومتر فاصله گرفته ايد. اين، عيناً همان موضوعي است که در فضاي کيهاني پيش خواهد آمد وقتي از منظومه شمسي خارج مي شويد. اگر انحناي جهان را در خارج از منظومه شمسي درک کرديد، اولين اشکالي که به وجود مي آيد، اين است که ديگر تجانس وجود ندارد و ديگر نمي توانيد شکلي را به يک نسبت کوچک و بزرگ کنيد. زيرا تجانس مخصوص فضاي اقليدسي است و دو شکل متشابه فقط در فضاي اقليدسي وجود دارد. در فضاي غيراقليدسي که به زعم اينشتين کيهان ما فضا ريسماني است و اقليدسي نيست، تشابه وجود ندارد. آنجا، نقاشي امکان پذير نيست. مگر اينکه به اندازه خود شيء نقاشي کنيد. عکاسي هم اگر بکنيد هر شيء به اندازه خودش، عکسش مي افتد. اين اولين اشکالي است که پيش مي آيد. يعني نقشه کشي کيهاني امکان پذير نيست. به آن معيني نقشه کشي که ما از روي کره زمين يا از سماوات، احياناً مي توانيم، زيرا در فضا اقليدسي عمل مي کنيم و تجانس امکان پذير است و روي قطعه کاغذي و به يک نسبتي، تمام سطح کره زمين را پوشش و نشان مي دهيم. اين مساله در عالم بيرون منظومه شمسي، يعني در «هيپراسپاس» ميسر نيست زيرا فضاي اقليدسي نيست و در «هيپراسپاس» تجانس امکان پذير نيست و هر چيزي را به اندازه خودش مي بينيد. اين اولين اشکال است. مساله دوم که در گرفتاري در فضا براي انسان پيش مي آيد مساله ابعاد فضا است؛ وقتي به «هيپراسپاس» تجاوز مي کنيد به اقرب احتمال، دو مساله پيش مي آيد؛ يکي اينکه ابعاد فضا بيش از سه تا است. مساله دوم، مساله زمان است. ما روي کره زمين و در منظومه شمسي و در فيزيک کلاسيک، زمان را يک بعدي مي دانيم. يعني زمان يک اندازه بيشتر ندارد. اگر نسبي هم باشد، ما در يک بعد و در يک جهت اندازه گيري مي کنيم. در «هيپراسپاس»، احياناً ابعاد زمان ممکن است دو يا سه يا بيشتر باشد و به اقرب احتمال، دو بعد خواهد بود و تغييرات اين بعد دوم زمان در فضاي اسپاس و منظومه شمسي، به قدري کم و نامحسوس است که ما آن را درک نمي کنيم. اما در بيرون منظومه شمسي اگر مي شد رفت و ره گرفت، آن بعد دوم زمان به کار مي آيد و فضاي واقعي اينشتين که به زعم او در فضاي منظومه شمسي چهار بعدي است و زمان را اضافه مي کند، در فضاي «هيپراسپاس» اين فضا پنج بعدي خواهد بود. و ما مي دانيم اشکال برحسب اينکه در چه فضايي مستغرق هستند، شکل شان عوض خواهد شد. في المثل، سطح دوبعدي را مثال مي زنيم که فهميدنش آسان تر است تا مساله روشن شود. هر صفحه يي را که در هندسه خوانديد، به آن مي گوييد شکلي است که دو بعد دارد؛ يک طول دارد و يک عرض. اين صفحه مستوي صاحب اين خاصيت است که با يک صفحه مستوي ديگر در امتداد يک «خط»متقاطع است. ديديد اين خاصيت يک صفحه مستوي است، در فضاي سه بعدي. و در هندسه اقليدسي که دو صفحه در امتداد يک خط الراس متقاطع مي شوند، مثل ديوار و کف اتاق، که در امتداد يک خط متقاطع اند. حالا اگر اين صفحه دو بعدي را در امتداد يک فضاي چهار بعدي مستغرق کنيد و اين هر دو صفحه را در آن فضا مستغرق کنيد، ديگر در يک «خط» متقاطع نيستند. در يک «نقطه» متقاطع اند. ملاحظه مي کنيد اشکال برحسب اينکه در چه فضايي قرار گيرند، چقدر شکل شان عوض مي شود. مثلاً اگر سير انسان را سطح مستوي فرض کنيد و گونه اش را هم سطح مستوي، گويي خط الراسي در سر انسان وجود دارد. اما در فضاي کيهاني که فضا چهار بعدي مي شود، گوشه هاي شيء در سر انسان پيدا مي شود که ديگر شکل سر انسان کروي نيست. شکل مهيب هيولايي وحشتناکي است که ديدن آن انسان را به وحشت مي اندازد. ممکن است چندين دست و پا پيدا کند. شايد دوازده چشم پيدا کند. بيست دماغ پيدا کند. شش پا و دوازده دست زيرا تقاطع اشکال ديگر برحسب قوانين هندسه سه بعدي اقليدسي نخواهد بود. زيرا فضا بيش از سه بعدي است. انسان در فضا دچار مشکلاتي است؛ اول از نظر رياضي. اين است که شکل خودش را آن گونه که در فضاي منظومه شمسي عادت کرده و ديده، آنجا اين جور نخواهد بود و مضافاً به اينکه اگر به فضاي بيرون منظومه شمسي، به فضاي «هيپراسپاس» ره گرفت، قوانين مکانيک، قوانين مکانيک «اينيشتين» است و احياناً شايد قوانيني است که از قوانين «اينشتين» هم پيچيده تر و غامض تر است. اشکالي هم از نظر حرکت به وجود مي آيد زيرا در تئوري نسبيت «اينشتين» ، مي دانيم نفس حرکت ابعاد را عوض مي کند و شکل را تغيير مي دهد. بنابراين مادامي که از منظومه شمسي خارج شده، نه تنها دستخوش اين خواهد بود که در فضايي که بيش از سه بعد دارد، مستغرق است و شکلش عوض مي شود، مادامي که در اندرون اين سفينه در حرکت است، خود اين حرکت تغيير شکل ديگري را به او خواهد داد. از اين رو، بايد قبلاً انسان کيهان پيما را با شکلي که آنجا خواهد گرفت آشنا کرد که وحشت زده نشود. اين نکته اولي است که انسان در فضا با آن رو به رو خواهد شد. اگر از موقع خواب از «اسپاس» به «هيپراسپاس» تجاوز کرد، بي شبهه بيدار خواهد شد زيرا تمام قوانين جاذبه و تمام اين کيفيات در عبور از منظومه شمسي به ماوراي منظومه شمسي عوض خواهد شد و او را تکان مي دهد و از خواب بيدار خواهد کرد. يک مرتبه چشمش به دوستش که آنجا هست بيفتد، ممکن است وحشت او را بکشد زيرا هيولايي را خواهد ديد. اين اولين مشکلي است که انسان در فضا با آن مواجه خواهد شد. از اين رو، قبلاً بايد رياضيدانان اين مشکل را براي او گشاده و حل کرده باشند. مسائل ديگري که پيش مي آيد، بي شک مسائلي از نوع مسائل فيزيولوژي است زيرا بدن انسان با قوه جاذبه زمين تطبيق داده شده و خلق شده است. يعني في المثل، جدار مري و جدار معده و جهاز هاضمه فشار مخصوصي دارد که وقتي انسان غذايي را مي خواهد ببلعد، آن غذاي جامد يا مايع با همان وزن طبيعي که به وسيله قوه ثقل دارد، با قوه کششي که در مري و دهان به صورت مکيدن به وجود مي آيد، کافي است که غذا را فرو بدهد. وقتي غذا پايين رفت، فشار مري مانع مي شود که غذا خارج شود و مري معمولاً با فشار خودش اين غذا را در جهاز هاضمه نگه مي دارد. اگر قوه جاذبه تغيير کند، جهاز بدن انسان که با قوه جاذبه تطبيق داده شده، ممکن است در فضاي کيهاني نتواند عمل کند. اگر قوه جاذبه کم شود، غذاي بلع شده مخصوصاً مايعات بلافاصله با يک تکان بيرون ريخته خواهند شد. اگر قوه جاذبه خيلي زياد شود، مثل قوه جاذبه مشتري، به آن اندازه ها برسد، قوه مکيدن مري نمي تواند غذا را قورت بدهد براي اينکه قوه جاذبه بر قدرت مکيدن که هاضمه دارد غلبه مي کند. بنابراين هيچ غذايي نمي تواند پايين برود. ملاحظه کرده ايد غذاي کيهان پيماهايي که فعلاً در فضاي منظومه شمسي پرواز مي کنند، به صورت خمير است زيرا اينها نه آب مي خورند و نه جامد و سفت اند. براي اينکه در دوران گردش روي ماهواره روي زمين يا ماه يا دور سياره ديگري دوران بي وزني دست و جهاز هاضمه از وزن کمک نمي گيرد. بنابراين بايد غذا به صورت خمير باشد که او بمکد. مايعات در اندرون ماهواره ها به صورت جامدي هستند خميري. يعني اگر در فضا آب را در ليوان بريزيد، همان جا مي ايستد. با دست تان مي توانيد آن را به هر صورت که بخواهيد درآوريد و انگشت تان را در آن فروکنيد زيرا ديگر فشاري در اندرون مايع وجود ندارد و قانون ارشميدس ديگر صدق نمي کند. يعني مايعات بر اجسام مستغرق فشاري مساوي وزن مايع هم حجم جسم وارد نمي آورند. در ماهواره، در مدتي که به دور زمين مي گردند، قوه ثقلي وجود ندارد. اين است که معمولاً حوزه هاي مغناطيسي مصنوعي ايجاد مي کنند و لباس آهني تن آن کيهان پيما مي کنند که ناراحت نشود. اگر انسان به ماوراي فضا ره گرفت و از منظومه شمسي خارج شد، دومين اشکال، فيزيولوژيک است. بدن او مطابق فيزيولوژي که در مدارس تدريس مي شود و فيزيولوژي روي کره زمين است، عمل نخواهد کرد. بي شک اين اختلالات فيزيولوژيک، يک مساله اختلالات پسيکولوژيک به همراه خواهد داشت. مغز که يک سلسله سلول هاي خاصي است تحت فيزيولوژي که به تاثر از قانون جاذبه زمين است، عمل خواهد کرد. در بيرون منظومه شمسي، با اثر جاذبه که مساله به صورت قوه جاذبه زمين در روي بدن انسان نيست، اختلالات فيزيولوژيک در سلسله اعصاب مرکزي اثر غدد و يک سلسله اختلالات معرفت النفسي روي خواهد داد. بايد قبلاً دانشمندان فيزيولوگ و پسيولوگ، اين مشکلات را حل کنند و به آن کيهان پيما بياموزند تا اين مشکلات براي او رخ ندهد و زندگي او عادي بماند. اشکالات شيميايي پيش خواهد آمد زيرا به اقرب احتمال در بسياري از نقاط منظومه شمسي چنانچه در زحل و مشتري اين تصور مي رود، حوزه مغناطيسي وجود ندارد. در ماه مثلاً حوزه مغناطيسي وجود ندارد. در زمين حوزه مغناطيسي وجود دارد و به همين دليل، زندگي روي زمين پيدا شده است. اين حوزه مغناطيسي که اتفاقاً شمال و جنوب آن تقريباً منطبق بر شمال و جنوب زمين است، تمام اشعه کيهاني را منحرف کرده و به بيرون پرتاب مي کند و در دور دو کمربند معذوف اول و دوم وان آلن که شنيده ايد، متمرکز مي سازد و سبب مي شود اين اشعه کيهاني که کشنده حيات اند به زمين نفوذ نکرده و دور زمين حلقه بزنند. گويي غشايي مغناطيسي کره زمين را در بمباران اشعه کيهاني صيانت خواهد کرد. بيرون، اين اشعه کيهاني تمام فضاي کيهاني را خواهد کوبيد و اين خطر بزرگي براي موجودات جاندار است و طبعاً خطر بزرگي براي آن کيهان پيما است. بايد اين مشکل قطعاً پيش بيني شود. وانگهي، اين اشعه کيهاني در خود فضا قوانين انکسار و انعکاس نور را تغيير خواهد داد. بنابراين عامل ديگري خواهد شد که قيافه هاي وحشت زده نوع ديگري به چشم کيهان پيما بروز کند زيرا قوانين اپتيک، آن قوانين اپتيک روي زمين نيست. مضافاً به اينکه سلسله اعصاب مرکزي دستخوش مشکلاتي است که اگر اين مشکلات قبلاً پيش بيني نشده باشد و کيهان پيما قبلاً تعليماتي روي زمين از نوع فيزيولوژيک و پسيکولوژيک و به خصوص هندسه کيهاني نبيند، در فضا موجب مرگ او قبل از رسيدن به هدف مي شود. البته مشکلات شيميايي و مکانيکي ديگري هم در کار است که چون وقت ما تمام شده است، از آن رد مي شويم. --- -احمد اسدزاده شيرازي؛ استاد محترم، آيا در حال حاضر دانشمندان همگام با پيشرفت علوم قضايي، در روز زمين مي توانند محيط «هيپراسپاس» يا لااقل، تصويري از اشيا يا چگونگي اعمال انساني را در وضعي بيش از سه بعد براي سرنشينان سفينه هاي کيهاني پيش بيني کنند؟ بله، از نظر رياضي هيچ مشکلي نيست که اگر فضا را چهار بعد يا پنج بعد بگيرند، ببينند که اشکال چه تغييراتي پيدا مي کنند. مثلاً همين سطح دوبعدي در فضاي چهار بعدي، در يک منطقه متلاقي مي شوند يا متوازي اند که اصلاً متلاقي نمي شوند. يا در فضاي پنج بعدي اصلا ً دو سطح دوبعدي هيچ وقت متلاقي نمي شوند. دو سطح دوبعدي در حالت خاص متوازي است و به هر حال هيچ وقت متلاقي نمي شوند. ولي در حالت مخصوصي اين دو سطح را موازي مي گويند و در ساير حالات اين دو سطح غيرموازي هستند و هيچ نقطه مشترکي ندارند. در شش بعدي هم همين طور و اصلاً متلاقي نيستند. بنابراين مي توان گفت شکلي که مکعب است فرضاً در فضاي سه بعدي، اگر اين مکعب در فضاي چهاربعدي مستغرق شود، به چه صورت درخواهد آمد. همين طور کره و همين طور در ساير اشکال. مثلاً در مخروط؛ راس مخروط براي آن يک نقطه استثنايي است زيرا در راس مخروط بي نهايت صفحه مي شود بر مخروط مماس کرد. براي اينکه هر صفحه که بر مخروط مماس شود بر راس مخروط مي گذرد. در هر نقطه مخروط يک صفحه بيشتر نمي توان مماس کرد مگر در راس آن، که بي نهايت صفحه مي توان مماس کرد. اما اگر اين مخروط را با اين کيفيت در فضاي چهاربعدي مستغرق کنيد، اين حالت استثنايي راس مخروط از بين مي رود. بنابراين مخروط اين طور که اينجا نوک دار ديده مي شود، آنجا نوک دار ديده نخواهد شد. بنابراين شکل يک انسان را در فضاي چهاربعدي يا در فضاي سه بعدي مورب، يعني فضايي را که داراي انحنا است مي توان به کلي به دست آورد که به چه صورت است. اما اينکه «هيپراسپاس» آيا چند بعد خواهد داشت، اين را فعلاً نمي توان پيش بيني کرد. - حسين عليزاده ؛ استاد محترم، ممکن است بفرماييد سفينه هاي امريکايي چگونه در سطح ماه فرود آمدند، گرچه کره ماه مغناطيس ندارد؟ بله، قوه مغناطيسي براي نشستن اجرام مادي، مانع و رادعي نيست. فقط از نظر حفظ حيات مهم است که اشعه کيهاني را منحرف کند و نگذارد روي کره يي برسد. البته مي دانيد نشاندن سفينه روي ماه، چند بار روي زمين تجربه شده و بعضي تجربيات نتيجه نداده تا سرانجام موفق شده اند. اين را پيش بيني مي کنند. پايه هاي فنرداري تعبيه مي کنند که اگر احتمالاً فرود روي يک سراشيبي اتفاق افتاد، پايين نلغزد براي اينکه اگر بلغزد آن اسباب هاي الکترونيک که روي ماه براي استخبار گذاشته اند، خراب مي شود. اين است که سفينه را روي پايه هاي فنردار مي گذارند که اگر سفينه در يک سراشيبي نشست آن پايه که بالاتر قرار گرفته جمع و کوتاه مي شود و آنکه در سراشيبي قرار گرفته بلندتر مي ماند به قسمي که هميشه افقي بنشيند و چون تصور مي رود که در سطح ماه ارتعاشاتي از نوع ارتعاشاتي که در سطح زمين است وجود دارد که باعث لغزيدن مي شود، دريچه هايي در بالاي «سورويور» يا در بالاي «لونا»ي نهم تعبيه شده بود که به محض اينکه مي نشست، اين دريچه ها باز مي شد و به صورت چتر اطميناني درمي آمد که اين ارتعاشات باعث فرو غلتيدن «لونا» در سراشيبي نشود. براي نشان دادن آن هم به همين کيفيت عمل مي شود. ماه يک ششم جاذبه زمين را دارد. اگر در فاصله يي در فضا، راکت در نزديک ماه، به جايي رسيد که قوه جاذبه ماه بر قوه جاذبه زمين غلبه کرد، براي کنترل سرعت جذب ماه، موشک محرکه راکت خاموش مي شود زيرا عمل آن براي هدايت راکت به سمت ماه لازم نيست و اگر قوه جاذبه ماه راکت را بکشد، که در نزديکي ماه سرعتي حدود هزار کيلومتر بر ثانيه خواهد داشت و با آن روي ماه کوبيده و منهدم خواهد شد، براي جلوگيري از اين امر، آن موشک ترمز از جلو شروع به تخليه کردن مي کند و با اين تخليه، سرعت آن گرفته مي شود و آن موشک آهسته و تقريباً با سرعت صفر روي ماه مي نشيند. هم در «لوناي نهم» و هم در «سورويور هفتم» اين موشک ها به کار افتادند و ماهواره را آهسته روي همان پايه هاي تعبيه شده نشاندند. اينها به وسيله ژيروسکوپ که وسيله يي است در مکانيک و مثل پاندول فوکو خاصيتي دارد که سطح دورانش را حفظ مي کند، هميشه در تعادل قرار مي گيرند. يک قوه اينرسي، يک قوه جبري در ژيروسکوپ هست که سطح دوران آن را ثابت نگه مي دارد. وقتي ماهواره مي خواهد روي ماه بنشيند، به وسيله فرمان مرکزي که از زمين صادر مي شود، اين ژيروسکوپ به وسيله الکتريک به کار مي افتد و وقتي دوران ژيروسکوپ شروع شد اين ماهواره را افقي نگه مي دارد و افقي روي ماه مي نشاند و نمي گذارد بيفتد. وقتي نشست ديگر ژيروسکوپ نقشي ندارد و از کار مي افتد. - مهدي فراهاني؛ جناب استاد، مي خواستم از حضورتان استدعا کنم بفرماييد منظور از ايستگاه فضايي چيست و به چه نحوي عمل مي کند؟ ايستگاه فضايي دو معني دارد. البته اساس ايستگاه هاي فضايي براي فرستادن و پرتاب راکت ها به نقاط دور است. روي ماه البته مي توان با يک پرواز رفت. ديديد که با يک پرواز، سورويور يا لوناي نهم را بردند و نشاندند. اما اگر غرض پرواز به مريخ باشد، در اين صورت بايد فشفشه ها يا موشک هايي به کار برند فوق العاده عظيم که آن را از جاذبه زمين خارج کند و به قدري به مريخ نزديک کند که قوه جاذبه مريخ آن را به سمت خودش بکشد. ايجاد چنين موشکي تقريباً عملي نيست براي اينکه تقريباً يک کيلومتر درازي پيدا مي کند. بنابراين قدر ماده سوخت که در آن به کار مي رود به اندازه آن نخواهد بود که خود اين تنه موشک را ببرد تا چه رسد به آنکه ماهواره را که در نوک موشک است به مدار برساند. اين است که مجبورند ابتدا اين ماهواره را به جايي برسانند و در نيمه راه، در ايستگاهي بنشانند که به زمين نزديک باشد و بعد از آنجا سفينه را به وسيله موشک کوچک ديگري روي مريخ بفرستند. اين، يک ميني ايستگاه فضايي است. البته براي اينکه اين ايستگاه فضايي را درست کنند، کافي است که قطعات آن را به وسيله موشک هاي مختلف، غو در جريان يک کار هماهنگف، بفرستند و در مدار بگذارند. اينها همه وقتي با موشک هاي مساوي پرواز کنند در يک مدار قرار خواهند گرفت. بعد آن کيهان نورد از کابين خود بيرون مي آيد و اين قطعات را به هم متصل مي کند. به اين ترتيب ماهواره هاي کوچک به هم متصل شده و سرانجام يک ماهواره بزرگ، يک جزيره پران، در فاصله يي از زمين تا ماه ايجاد مي شود. حتي خود ماه را هم مي توان يک ايستگاه فضايي تصور کرد؛ و موشک و راکت و سفينه يي روي آن نشاند. بعد از روي ماه با موشک ديگري، فرضاً روي مريخ يا سياره نزديک تر، پروازش داد. به اين ترتيب ايستگاه هاي فضايي به وجود مي آيد. ايستگاه هاي ديگري هم تاسيس مي شود در مواقعي که مي خواهند تحقيقاتي در زمين انجام دهند. براي اين منظور، مي آيند حساب مي کنند و ماهواره را به آن ارتفاعي که منظورشان است پرواز مي دهند. در آن ارتفاع سرعت اپتيموم مناسب را که درست مساوي سرعت زمين خواهد بود، به آن مي دهند. نتيجه مي شود که اين ماهواره درست در 24 ساعت به دور زمين خواهد گشت و چون زمين هم در 24 ساعت به دور خودش مي گردد، پس اين ماهواره اگر فرضاً روي تهران باشد، همواره روي تهران خواهد بود. مثل اينکه روي تهران ميخکوب شده و با آن مي گردد. اين هم يک جور ايستگاه فضايي است که در يک نقطه معين در بالاي زمين قرار مي دهند و در نقاط مختلف زمين ايستگاه هايي مستقر مي کنند براي تحقيقات جوي که از آن بالا خبر بدهند
منبع: روزنامه اعتماد - سخنراني چاپ نشده از دکتر محسن هشترودي همراه با گفت و شنود پايان جلسه
http://www.etemaad.ir/Released/88-03-02/325.htm -
reza-asgari??????? ????? ????? ?? ?????????? ??????? ???????? ? ????????? ?? ????? ????? ??? ???? ????? ???? ?? ???? ????????? ?????? ? ????? ???????? ??? ???? ?? ??? ??????? ???? ?? ?? ???????? ???? ???? ?? ??????? ?? ???? ??????? ?????????? ? ???? ???? ???? ?? ???? ????????????? ?? ??? ????. ???? ??? ?????? ???? ???????? ????? ???????? ???????? ?????? ? ???? ?????? ??? ????? ?? ?? ????? ????? ???? «?????» ?? ????????? ????? ???? ???? ??? ?? ??? ????? ???? ?? ?????? ?? ??????? ?????? ???????? ????????? ????? (?????) ???????? ??? ?? ??? ????? ????? ?????? ?? ???? ???? ???? ??? ???? ??????? ?? ??????? ? ??????? ??? ?? ?????? ?? ?????? ?? ?? ???? ????? ?? ??????? ??????? ???? ??? ?? ??????? ????? ?????? ???. ?? ???????? ???: ?? ??? ??????? ???? ?? ?? ?? ????? ??? ???? ????? ?? ??? ?? ??? ?? ?? ?????? ???? ????? ???? ???? ??? ??? ?? ???? ?????? ?????? ????? ???? ??? ???? ???? ?????? ?? ????? ???????? (ARPES) ? ?????? ???? ???? ?? ??? ??? ???- ????? ???? ?? ???? ??? ??? ?? ??? ?? ???????-??????? ? ???????- ?????? ???? ???? ???? ?? ?????? ???????? ??? ??? ????? ???? ????? ???? ???? ??? ????????? ??? ???? ????. ???? ??? ???? ????????? ?? ???? ?????? ???? ??? ?? ?? ???? ???? ?????? ??????? ?? ????? ? ?? ??????? ?? ??? ???? ??? ??? ?? ??? ????? ????? ??. ?? ????? ?? ?? ??? ????? ? ?? ?? ??? ???? ???? ???? ??? ?? ?? ???? ????? ?????? ?? ???? ??? ?? ???? ????? ????? ???? ???? ????? ???? ??????? ?? ???? ????? ???? ????? ??? ???? ????????? ? ?????? ???? ???? ?? ?? ??? ??????? ???? ? ????????? ????? ?? ???? ????? ??????. ?? ???????? ???: ?????? (???? ?? ????) ??????? ?? ?????? ?? ????? ?? ??? ??? ?? ??????? ???? ??? ??????? ???? ?????? ??? (?? ???? ?????) ???? ?????????. ???? ???? ?? ???? ?? ???? ?????? ??? ???? ?? ??????? ?? ????? ???? ??? ?? ???? ?? ???? ??? ????? ?????? ???? ???????? ????? ???? ???? ????? ????? ? ??? ???? ?? ????????. ?? ?????? ????? ????? ??????? ?? ??? ???? ????? ?????? ?? ?????? ??? ?????? ??? ???. ????? ?????: ???? ?????? ???????? ?? ???? ?? ??? ????? ??? ??? ?? ??? ???? ?????? ?????? ???. ?? ?? ????? ??? ?????? ?? ????????? ?? ??? 2004 ?? ??? ????? ???????? ? ??? ????? ??? ????? ?? ???? ? ????????? ???? ?????? ??? ????? ??????? ????????? ?? ??? ??? ???? ???? ???? ????. ?? ?? ???? ??????? ??? ???? ????? ???: ??? ?? ????? ??? ????? ?? ??? ?? ??????? ????? ??? ???????? ??? ?? ?? ???. ?? ????? ???? ????? ????? ?? ??????? ?????? «????????» ?? ????? ???? ???????? ???? ???? ???. ????? ?? ????? ????? ?? ?????? ?? ?????? ???? ????? ???: ???? ??? ??? ?????? ?? ??????? ???? ?????? ???? ??? ????? ?? ????. ?? ??? ?? ??? ????? ?????? ???? ??????? ? ???? ?? ?? ????? ??? ???? ???? ?????? ???? ??? ????? ?? ?????? ??? ????? ???? ??? ?? ????? ?? ??????? ???? ????? ?? ??? ????? ??? ?? ?? ??? ???? ??? ???????? ??????? ???? ?? ?????? ?????? ??????? ???????? ?????? ???. ???? ???????? ????? ???????? ???? ??? ?????? ???????? ???: ?? ??? ????? ??????? ??? ?? ?????? ???? ???? ??????????? ?? ????? ??????? ?????? ?? ????? ???. ?? ????? ?????? ???? ???? ???? ??? ????? ??? ?? ?????? ????? ?? ?? ????? ??????? ?????? ??? ??? ? ???? ????? ? ???? ????? ?? ??? ?? ?? ???? ?? ??? ???? ????? ?????? ?? ??? ???????. ?? ??????? ???? ?? ????? ???? ?? ?????? ????? ? ???? ??????? ?? ???? ????? ????????? ?????????? ???? ??? ???? ???? ?? ??? ???? ? ?? ??? ?????? ?? ?????? ?? ??? ?????? ?? ?? ????? ??? ?? ????? ????? ???? (?????? ?? 10 ???????) ? ?????? ????????? ????? ???????? ? ?????? ?? ???? ?????? ???? ?? ??????? ????? ?????? ???? ???????? ??????? ? ???? ?? ??? ????????????? ???? ???. ?? ????? ???: ?? ?? ??? ???? ??? ????? ????? ?? ???? ?? ?? ??? ???? ?????? ????? ?? ?? ??? ????? ?????? ???. ?? ??? ?? ?? ?? ????? ?? ???? ????? ?? ????? ?? ??? ?? ??? ???? ???? ??? ????? ?? ???? ??? ?? ????? ?????? ??????? ?? ??? ????????. ??? ?? ?????? ????? ???? ??????? ??? ????? ?? ??? ???? ??? ??????? ?? ?? ?????? ?? ??? ??? ?? ????? ??? ???? ??? ?? ?? ??? ???? ???? ?? ????? ??? ?? ????????? ????? ??? ?? ??? ??????? ?? ???? ????? ?? ???? ??? ???? ???? ??? ???? ???? ?? ?? ?????? ??????? ?? ?? ???? ?? ???? ? ????? ??? ?? ???? ????? ??? ???? ????????? ????? ??? ???. ?? ????? ??????? ?? ?? ???? ?? ? ??? ??? ??? ?? ??????? ????? ?????? ???? ??? ???? ????? ???? ?????? ?? ?? ????? ?? ??? ???? ??? ??? ????. ???? ????? ?? ???? ????? ????? ???????? ?????? ?????? ???? ?????? ?? ?????? ?????? ???? ???? ???? ?? ????? ????. ?? ????? ???: ????? ????????? ???? ??? ?? ???? ???? ???? ?? ?? ?????? ???? ???? ? ??? ????? ???? ??? ?? ????? ???? ??????? ?? ?? ?????? ????? ? ??? ????? ????? ????? ?? ?????? ??? ????? ?????? ?? ??? ????????? ????? ??. ?? ??? ???? ?????? ?? ???? ??????? ???? ?? ?? ???? ?? ???? ??????? ???? ???? ??????? ?? ?????? ??????? ?? ??? ????. ?? ????? ?? ?? ??? ???? ??? ???? ?????????? ?? ???? ????? ????? ???? ???? ?? ?? ????? ??? ???????? ? ?????? ?? ??? ?????? ????? ?? ??? ? ???? ?? ??? ???? ???? ????? ?? ????? ???????? ??? ???? ??????????? ??? ????? ?? ?? ????? ??????? ???????? ??? ?? ???? ? ???? ?????????- ??????? ????? ????. ????? ????? ???: ?? ???? ????? ?? ??? ???? ?? ??? ?????? ?????? ???????? ????? ???? ???? ??????? ??? ???? ??????? ?????????? ???.
????: ???????? ?????

cheap cialis in the us cialis for sale - millpharmacy.com buy cialis viagra

persian-yaesegi-bbcپزشکان به تعیین سن دقیق یائسگی در زنان، یک قدم نزدیک تر شده اند. تحقیقی دوازده ساله در ایران نشان داده است که با اندازه گیری میزان هورمون ای ام اچ در خون زنان، می توان دقیقا محاسبه کرد موعد یائسگی هر زن در چه سنی فرا خواهد رسید. اگر این موضوع را تحقیقات آتی نیز ثابت کند، زنان بالقوه خواهند توانست با اطمینان بیشتری در مورد سن بچه دار شدن و تشکیل خانواده تصمیم گیری کنند. کارشناسان می گویند نتیجه تحقیقی که در ایران با مشارکت 266 زن انجام گرفته است، به ویژه برای شناسایی زنانی که ممکن است زودتر از موعد معمول یائسه شوند، قابل استفاده است. هورمون ای ام اچ رشد سلول های فولیکولی تخمدانی را کنترل می کند. فولیکول ها تخمک می سازند.استفاده از این هورمون برای کمک به پیش بینی باروری، ایده تازه ای نیست. پزشکان مدتی است که با انجام آزمایشی هایی، "ذخیره تخمدان" را تعیین می کنند و بر مبنای آن تشخیص می دهند یائسگی نزدیک شده است یا نه. اما این اولین بار است که محققان توانسته اند برای تعیین ارتباط میان میزان هورمون ای ام اچ در زنان جوان و سن یائسگی آنها، فرمولی کشف کنند.
266 زنی که در این تحقیق مشارکت داشته اند بین سنین 20 تا 49 سال بوده اند. میزان هورمون ای ام اچ آنها در مدت دوازده سالی که این تحقیق ادامه داشته، از طریق آزمایش خون و معاینات جسمی انجام گرفته است. نمونه های خون و معاینات مذکور هر سه سال یک بار صورت می گرفته است. محققان ایرانی بر اساس اندازه هایی که از هورمون ای ام اچ داوطلبان جمع آوری کرده اند، یک مدل ریاضی ساخته اند که با استفاده از آن می توان تخمین زد، هر زن در چه سنی یائسه می شود. محققان ایرانی، نتایج تحقیق خود را در کنفرانس "انجمن اروپایی تولید مثل و جنین شناسی"، که در پایتخت ایتالیا بر گزار شده است، ارائه کرده اند. 63 زن در جریان تحقیقات دوازده ساله یائسه شدند. سنی که آنها یائسه شدند با سنی که محققان پیش بینی کرده بودند، تقریبا یکسان بود. به طور میانگین، تفاوت میان سن پیش بینی شده و سنی که یائسگی واقعا رخ داد، فقط یک سوم سال بود. حداکثر خطا در پیش بینی ها سه تا چهار سال بوده است. اما، در مدتی که این تحقیق انجام می گرفته است فقط سه زن جوانتر از 45 سال یائسه شدند. به همین دلیل کارشناسان گفته اند آنها ترجیح می دهند که این فرمول ایرانی در مورد گروه های بزرگتری از زنان به کار گرفته شود. "بیمه نامه" دکتر فهیمه رمضانی تهرانی، که هدایت این تحقیق را بر عهده داشته و استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در تهران است، گفت نتیجه ای که از آزمایش جدید به دست می آید، ممکن است پزشکان را قادر کند چند سال قبل از این که زنی یائسه شود، ارزیابی واقع بینانه تری را در مورد وضعیت باروری او ارائه دهند. پزشکان در بریتانیا گفتند استفاده از اندازه گیری هورمون ای ام اچ به عنوان راهنمایی برای آینده باروری زنان بالقوه کارآیی بالایی دارد اما آنها به زنان هشدار دادند که بر چنین آزمایش هایی به عنوان یک "بیمه نامه" تکیه نکنند و زمان تشکیل خانواده را به تعویق نیاندازند. استوارت لوری، متخصص زنان در بیمارستان همراسمیت لندن و سخنگوی انجمن باروری در بریتانیا گفت کیفیت اسپرم و سایر پیچیدگی های پزشکی مانند لوله تخمدان هایی که صدمه دیده اند، بر قدرت باروری تاثیر می گذارد. او گفت: "مشکل زمانی پیدا می شود که زنان بیش از حد احساس اطمینان کنند." دکتر داگان ولز، از دانشگاه آکسفورد در مقابل می گوید: "با توجه به این که در بسیاری از کشورها میانگین سنی زنان هنگام اولین زایمان به دلایل مختلف از جمله جاه طلبی های شغلی و صبر کردن برای پیدا شدن همسری مطلوب، بالاتر و بالاتر رفته است، اطلاع داشتن در مورد فرصت باروری باید به آنها کمک کند، زودتر برنامه ریزی کنند." اما او افزود قدرت باروری با گذشت سالیان و نزدیک شدن یائسگی کاهش می یابد، بنابراین تحقیقات بیشتری لازم است انجام گیرد تا معلوم شود آیا میزان هورمون ای ام اچ واقعا نشان می دهد چه زمانی باروری واقعا کاهش یافته است.
TOP